صفحه اصلي > سایه بان > اگر بیمه مرکزی دارای اقتدار و اعتبار بود، حرف او را می خواندند

اگر بیمه مرکزی دارای اقتدار و اعتبار بود، حرف او را می خواندند


10 آبان 1394, 09:13.
ایران و جهان - هرچند که رئیس کل بیمه مرکزی در جمع کارکنان اداره کل قبولی از خارج و کارت سبز سخن گفت و تاکید کرد سایر شرکت های بیمه نیز باید به بحث کارت سبز وارد شوند اما در بخش دیگری از سخنان هم صراحتا اعلام کرد اگر مردم از خدمات شرکت های بیمه راضی بودند، حرف صنعت بیمه هم ارزش داشت. 


به گزارش ایران و جهان ، محمد ابراهیم امین رئیس کل بیمه مرکزی به تازگی اظهاراتی را در جمع کارکنان اداره کل قبولی از خارج و کارت سبز داشته است .وی اذعان دارد که کارت سبز در بعضی از کشور ها راه اندازی شد تا افرادی که در جریان تبادل کالا و انسان بین کشورهای مختلف با وسایل نقلیه رفت و آمد می کنند در صورت بروز حادثه در قالب یک سازماندهی مشخص جبران خسارت برای ایشان صورت گیرد و بی پناه نمانند. یعنی هم تجارت و رفت و آمد را تسهیل کنند و هم خسارت جبران شود. 

البته امین ادامه می دهد که بنابراین، باید بررسی شود مشکلاتی که در این ارتباط وجود دارد چیست و چگونه می شود آن را بهبود بخشید؟ چطور می شود به این آدم ها به سرعت خدمت رسانی کرد؟ نواقصی که در رسیدگی به حادثه بین کشورهای عضو وجود دارد در گزارش هایی که لازم است تهیه شود و در تبادل اسناد و مدارک بین کشورها و دفاتر ملی، پرداخت خسارت و درآمدها دیده شوند؛ اما من چنین چیزی در گزارش شما ندیدم و این نشان می دهد که مسئولان این دفتر و کسانی که با این موضوع سر و کار دارند هدف اصلی که خدمت به مردم است و کسانی که این کارت سبز را از ما خریداری می کنند آنقدر برایشان اهمیت نداشته است که شاید یک سری چیزهایی که روی کاغذ نوشته شده در گزارش بیاوریم؛ حالا اسم آن موافقتنامه است یا هر چیز دیگری. 

امین تاکید می کند که باید بررسی شود که چرا فقط شرکت بیمه ایران باید این خدمت را به مردم ارائه بدهد؟ چرا نباید به همه شرکت های بیمه اعلام شود که هر کس داوطلب است می تواند این خدمت را ارائه دهد تا رقابت بوجود بیاید؟ 

وی اذعان دارد که همین آمار مختصری نشان می دهد که این اقتصادی است و میانگین حق بیمه ها و خسارت ها در این پنج شش سالی که آورده شده( البته باید از ابتدای این طرح می آوردید) نشان می دهد که سالی چهار پنج میلیارد تومان حق بیمه تولید شده اما خسارت ها آنقدر نیست و این یک بحث اقتصادی است و به همین خاطر باید رقابتی شود؛ دلیلی ندارد که فقط بیمه ایران این خدمت را ارائه کند. بیمه مرکزی باید فرصتی فراهم بیاورد تا شرکت های بیمه ای که داوطلبند بتوانند این بیمه نامه را صادر کنند. بیمه مرکزی نظارتی روی نحوه رسیدگی و زمان بندی داشته باشد و ببیند از زمانی که خسارت وارد می شود تا زمانی که خسارت پرداخت می شود چقدر زمان می برد. این باید در شرایط جدید بین المللی و در شرایط جدید بعد از توافق نامه که ما بنا داریم روابط مان را با کشورهای دیگر بهبود بخشیم به حداقل برسد و این بهبود بخشی در حرف نیست بلکه در عمل است. 

وی خطاب به دست اندرکاران این بخش عنوان می کند که گزارش ارائه شده بیشتر تاریخچه است! و انتظار عملکرد داریم و این عملکرد هاست که باید با استناد به آمار و ارقام به آن پرداخته شود؛ از ابتدا که کارت سبز تشکیل شده هر ساله چند کارت خریداری شده است؟ چند نفر حادثه دیده اند؟ در چه کشورهایی و نحوه انعکاس آن چه بوده است و فاصله زمانی رسیدگی چقدر بوده و چه کشورهایی با ما همکاری وکدام کشورها کوتاهی کرده اند؟ دلایل عدم همکاری آنها چه بوده است؟ دلایل عدم تسریع تبادل پول اسناد و مدارک چه بوده است؟ سخت افزاری بوده یا نرم افزاری؟ این مسائل موارد اصلی در بیزینس است؛ این هاست که باید به آن پرداخته شود. 

امین در بخش دیگری از سخنان اعلام می کند که به محض این که تحریم ها برداشته شود دوباره همان بیمه گذاران بزرگ داخل به خارج روی می آورند، چرا؟ به دلیل اینکه نفتکش و کشتیرانی خدماتی که P&I لندن به آنها می دهد با این خدماتی که P&I کیش می دهد یا اعتباری که بیمه قشم می دهد و بیمه نامه هایی را که صادر می کنند همه این ها در بازارهای خوب بیمه ای اعتبار آنچنانی ندارد؛ در نتیجه بهانه خوبی دارند تا دوباره راه بیفتند به سمت بازار خارج! از طرف دیگر اقداماتی در سطح سیاسی و دولت باید انجام بگیرد که اگر این ها می خواهند خدماتی بخرند به واسطه شرکت های داخلی خریداری کنند و خودشان مستقیم با شرکت های خارجی طرف نشوند تا بیمه گران ایرانی در عرصه صدور این بیمه نامه ها باشند و بالاخره ارزیابان خسارت و ارزیابان ریسک شکل بگیرند و ریسک های بزرگ کشور را محاسبه و ارزیابی کنند و در این زمینه نیازمند خارجی ها نباشیم. 

وی ادامه می دهدکه داده ها واطلاعات جمع آوری و تجزیه تحلیل شود تا بر اساس آنها بتوانیم رقابت کنیم. تمام رقابت بیمه گران دنیا بر سر داده ها و اطلاعات است؛ یعنی محاسبات را همه بلدند؛ نرم افزار اکچوئری در اختیار همه هست؛ بحث اصلی این است که کدام بیمه گر اطلاعات بهتر و دقیق تری از ریسک و تبعات آن جمع آوری کرده و در اختیار دارد و از آنها استفاده می کند. این سامانه سنهاب که شکل گرفته دقیقا به بیمه مرکزی کمک می کند تا گنجینه ای از اطلاعات و دانش بیمه ای قابل دسترس داشته باشیم و اگر کارشناسان علاقه مند و صاحب نظر و با نگاه وسیع تر نه فقط در محدوده بازار کوچک بلکه بازار بین المللی داشته باشیم، با این داده ها و اطلاعات کار و آنها را تحلیل می کنند تا بتوانند به جایگاهی برسند که نرخ و شرایط بدهند و رقابتی باشد؛ اگر این اتفاق نیفتد با نگاه و سبک و سیاق فعلی ما به جایی نخواهیم رسید. دغدغه ها و نگرانی ها در داخل بیمه مرکزی در مورد این است که ساختار مشکل دارد؛ بیمه مرکزی یک سازمان و نهاد کارشناسی است. به این دلیل که مقررات تنظیم می کند، نظارت می کند؛ ارزیابی می کند؛ تحلیل می کند. اگر این اطلاعات را در سطوح کارشناسی منوط به این کنیم که در سلسله مراتب اداری در کجا قرار دارد؛ طبیعتا هیچ گاه چنین اتفاقی در بیمه مرکزی نخواهد افتاد که کارشناسی با هویت همکاران جایگاه اول را داشته باشد. 

وی به مباحث داخلی می پردازد و می گوید که اگر که حرفمان جایگاه سازمانی باشد طبیعتا به عمق نمی رسیم و بحث ها در سطح می ماند و هیچ چیزی شکل نمی گیرد و صنعت بیمه کشور هم جایگاه و اعتباری نه در داخل و نه در خارج از کشور پیدا نخواهد کرد. چرا به حرف هایمان، ایرادهایمان و ادعاهایمان کسی توجه نمی کند؟ چرا به این حرف های ساده ای که اینقدر عوارض به این صنعت نبندید و مالیات بر ارزش افزوده نگیرید، کسی توجه نمی کند؟! و برای این صنعت اعتبار ندارد؛ اعتبار از چیست؟ اعتبار به این است که پُست درست کنیم از قبیل مدیر کل و معاون و مدیر و رئیس اداره و غیره، اعتبار به حرفِ کارشناسی و عمل درست است؛ اگر مردم از خدمات شرکت های بیمه راضی بودند، حرف صنعت بیمه هم ارزش داشت. 

امین به مباحث دیگری اشاره دارد و می گوید: اگر در بیمه مرکزی هویت، هویتِ کارشناسی و تخصصی بود، هم اقتدار داشت و هم اعتبار و هم حرف او را می خواندند. اما وقتی که نه دانش و نه کارشناسی و نه تجزیه و تحلیل وجود ندارد ولو اینکه صدها سنهاب و دیتابیس هم درست کنیم بدون طبقه بندی و تجزیه و تحلیل و تبدیل آن به دانش و کاربرد آن به عمل، چیزی از آن در نمی آید. این ها به پُست و موقعیت بستگی ندارد! زمانی کارها درست سر و سامان می گیرد که اطمینان داشته باشیم هیچ آدم کارشناسی با پشتکار و توانمندی درجا نمی زند. سیستم نیاز به آدم های دلسوز، علاقه مند، درستکار و کارشناس دارد و خود سیستم این ها را ارتقا می دهد. لازم نیست این آدم ها به دنبال پُست باشند چون نیاز سیستم نیاز مملکت و نیاز دنیاست.

امین توصیه می کند: رقابت در ارائه توانمندی هاست؛ وقتی توانمندی داشته باشیم و آن را ارائه ندهیم و از آن استفاده نکنیم ولو این که از این باکس بالا برویم هیچ ارزش افزوده ای ایجاد نمی شود؛ باید خودمان را در این ارزیابی ها قرار دهیم که من چه ارزش افزوده ای ایجاد می کنم؟ باید تعریف کنیم ارزش افزوده ای را که ایجاد کرده ایم برای کمک به صنعت بیمه است. توسعه صنعت بیمه برای چیست؟ برای اینکه مردم ایران از این موهبت که اسم آن بیمه است برخوردار باشند؛ آیا فقط باید بیمه نامه بخرند و جیب آنها را خالی کنیم؟ خیر! باید به آنها اطمینان خاطر دهیم که ما به بیمه نامه ای که به شما می فروشیم، به مفاد آن پایبندیم، اگر برای شما مشکلی پیش آمد، به سرعت رسیدگی و خسارت را پرداخت می کنیم. آیا وضعیت فعلی صنعت بیمه این است؟ خودمان را درگیر قبولی از خارج و داخل کنیم اما وقتی مردم ناراضی اند، ارزشی ندارد. 

رئیس کل در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که زمانی در این مملکت به کرار دیده ایم که عده ای روابطی را با کشورهای خارجی داشتند و گوشه ای از ریسک بدشان را که نمی توانستند جای دیگر Place کنند با واسطه گری در بازار ایران Place می کردند؛ ضریب خسارت هم بسیار زیاد بود. کارخانه رنگ در ابوظبی 10 درصد ریسک را می پذیرفتند و بعد از یک ماه 6 میلیون دلار خسارت سریع با ایمیل می دادند و پرداخت می کردند و کسی هم نبود که بپرسد اصل قضیه چه بوده است؟ گزارش ارزیابی این کارخانه رنگ کجاست؟ چرا پذیرفته اید؟ حق بیمه اش چقدر بوده است؟ هیچ حساب و کتابی در کار نبود و همه در لفافه و پنهانی انجام می شد. این ها باید برچیده و جمع شوند اینکه در بحث قبولی از خارج، بیمه مرکزی و شرکت های بیمه ای بر اساس روابط و دلال بازی بخواهند برای کسان دیگری منافع و رانت درست کنند، باید برچیده شود و جایش را به کارشناسی بدهد. همانطور که ما ریسک مان را Place می کنیم، هزار جور بیمه گران اتکایی و شرکت های خارجی بالا و پایین می کنند و چانه می زنند؛ ما هم باید همین موضع و همین جایگاه را در باره ریسک های خارجی داشته باشیم و روی نرخ؛ شرایط و استتثنائات بحث کنیم.

البته وی تصریح می کند که زمانی می توانیم این کار را انجام دهیم که اطلاعات داشته باشیم؛ این اطلاعات از آسمان نمی آید، باید شیوه دسترسی به این اطلاعات را پیدا کنیم، باید کارِ کارشناسی بکنیم. در دوره ها شرکت کنیم، آموزش بگیریم، فن مذاکره و بازاریابی بلد باشیم و بدانیم چه ترفندهایی وجود دارد. اگر این ها نباشد 100 اداره قبولی از خارج و 50 رئیس و پرسنل هم داشته باشیم، چیزی از آن در نمی آید. اما یک نفر می نشیند در یک دفتر کار در لویدز لندن بیمه و حمل و نقل فلان کشتی در فلان دریا را نرخ و شرایط می دهد. در یک منطقه شرایط چاه نفت را همان آدم می دهد. حرف او هم حرف آخر و فصل الخطاب است. چرا؟ برای اینکه کارشناس این کار است واطلاعاتش را هم راحت در اختیار دیگران نمی گذارد! این اطلاعات خاص خودش هست و به عنوان سرمایه خودش از آن استفاده می کند. هر اطلاعاتی سرمایه نیست؛ اطلاعاتی سرمایه است که خوب بررسی شده باشد، پخته شده باشد، تحلیل شده باشد و از آن نتایجی بدست بیاید تا بتوان از آنها در مذاکرات استفاده کرد. بحث اصلی ما کارشناسی است. 

وی می گوید : آیا 4 تا کارشناس داریم که دانش بیمه ای و ارزیابی ریسک و تسلط به زبان انگلیسی داشته باشند و در مذاکرات نمانند؟ یا نه، اینکه دنبال بروکرهایی برویم که برای ما تصمیم بگیرند و تازه سر ما هم منت بگذارند که نرخ 6/1 در هزار بود که من آن را 1.5 در هزار کردم؛ حتی این ارقام را هم ما نمی دانیم چیست؟ وقتی بدانیم نه فریب این را می خوریم که این بروکر برای ما کاری انجام دهد و نه اجازه می دهیم به ما گران بفروشند و از ما ارزان بخرند. این ها پایه اش، اصولش، کارشناسی اش و بسترهایش باید در بیمه مرکزی فراهم شود. همه می دانید اتکایی یک زمانی ابزار نظارت بوده است. در حال حاضر من معتقدم اتکایی در بیمه مرکزی نه تنها ابزار نظارت نیست بلکه اتکایی اجباری یکی از موانع رشد و توسعه بازار و اعمال نظارت است. 

یعنی آنهایی که باید بر آنها نظارت شود به دلیل آنکه ما را شریک و هم پیمان خود تلقی می کنند، فکر می کنند منافع مالی مشترک داریم. بیرونی ها هم همین نگاه را دارند، فکر می کنند بیمه مرکزی با شرکت های بیمه شریک است، بنابر این نمی تواند حافظ حقوق مردم و بیمه گذاران باشد. هر چند ما بگوئیم بیمه مرکزی در فرهنگ اش، در نظارت اش مطلقا چنین چیزی نیست. یعنی ما از خطای شرکت بیمه ای چشم پوشی نمی کنیم به دلیل اینکه منفعت او منفعت ما هم است. ما چنین کاری نمی کنیم اما ظاهر، ساختار و سازمان نشان می دهد که ما شریک شرکت های بیمه هستیم. به چه دلیل؟ به این خاطر که همین اتکایی اجباری ما باید از بیمه مرکزی جدا شود تا شائبه ای در نظارت بیمه مرکزی وجود نداشته باشد. 

وی ادامه می دهد که بیمه مرکزی نهاد نظارتی است و نماینده دولت است و مردم باید به آن اعتماد  داشته باشند که حافظ حقوق بیمه گذاران است و قبول نمی کنند که وقتی ما شریک بیمه گران هستیم حافظ حقوق بیمه گذاران هم باشیم؛ بنابراین این جدایی باید صورت بگیرد. اتکایی در بیمه  مرکزی کار حاکمیتی نیست بلکه یک فعالیت بازرگانی است و چون کار بازرگانی است باید جدا و تبدیل به یک شرکت ملی اتکایی شود که هم سرمایه اش را دارد و هم نیروی انسانی. بیش از 100 تا120 نفر از کارشناسان و مدیران بیمه مرکزی سال ها در این حوزه کار کرده اند، یک زمانی می رسد که باید بروید بازاریابی کنید، بازرگانان خارجی می آیند و صف می کشند معاون اتکایی و مدیرانشان را ببینند تا بلکه در آینده بتوانند سهمی از این کیک بیمه ای ایران نصیب شان شود. آن موقع شرکت بیمه اتکایی ملی هم اگر بخواهد یک تکه از کیک بیمه هند، کیک بیمه روسیه، کیک بیمه آذربایجان گیرش بیاید، باید راه بیفتد و وقت بگیرد و پشت در دیگران بنشیند و مذاکره و تملق کند که ما هم هستیم. دوره ای که ما در اتاقمان بنشینیم و همه بیایند به ما سهم بدهند تمام شده است، اصلا فضا، فضایی متفاوتی می شود؛ فضای بازاریابی، کار و رقابت. فضای نهاد حاکمیتی کاملا متفاوت است؛ به شرکت بیمه می گوید این کار را بکن و این کار را نکن؛ اما هیچکس به شریک خود نمی تواند بگوید این کار را بکن و این کار را نکن! پس منطقی است که باید از یکدیگر جدا شوند تا نظارت جایگاه خود و بیمه گری اتکایی هم جایگاه خودش را پیدا کند. وقتی می گویند اتکایی به عنوان یک شرکت و بیزینس و یک کسب و کار شکل گرفته است، بحث بحث کارشناسی و توانمندی است. 

به گفته وی محدود نگری و خُردنگری که همه اش به منفعت شخصی مان فکر کنیم و اگر در خطر بیفتد همه چیز را زیر سوال ببریم، باید عوض شود. نگرانی عده ای در بیمه مرکزی با خیال اینکه اگر بیمه اتکایی از بیمه مرکزی جدا شود پس تکلیف صندوق بازنشستگی چه می شود؛ تکلیف این پاداش ها و وام ها و ... چه می شود؟ نگرانی برای منفعت های شخصی است! منفعت جمعی منفعت صنعت بیمه و اقتصاد و جمهوری اسلامی است.

اگر دولت و مسئولین به این نتیجه رسیدند که این شیوه ساختار و سازمان به نفع صنعت بیمه کشور و اقتصاد ملی کشور است، با یک مصوبه این کار را انجام می دهند و ما این زمینه را در بیمه مرکزی فراهم کرده ایم. معاونت اتکایی بیمه مرکزی به لحاظ شکل، ساختار و سازمان مانند یک شرکت بیمه اتکایی است یعنی از فردا اگر اسم این معاونت شرکت بیمه اتکایی ملی ایران شد هیچ کار خاصی نباید صورت بگیرد؛ همه چیز سرجای خودش هست و ساختار و چارچوب قانونی خودش را دارد و همه واحدهایی را که باید به آن اضافه شود نیز دارد فقط یک واحد سرمایه گذاری است که آن هم با یک تصمیم به آن ملحق می شود. 

باید به این فکر کنیم که اگر آن شرکت شکل گرفت و اتکایی اجباری هم برداشته شد؛ آنموقع چه اتفاقی می افتد و چه چیزی تغییر می کند؟ با هر کارمزدی صورتحساب بزنیم آنها هم کارمزد را پرداخت می کنند و هر ریسک را به شما می دهند؟ بیمه گر انتخاب می کند که چه شرکتی اتکایی را ارزانتر می دهد؛ کدام شرکت قرارداد بهتری تنظیم می کند؛ چه نوع قراردادی به نفع اوست؟ آنموقع دعوای بیزینسی است و اقتدار بیمه مرکزی نیست که هر کس را بخواهیم احضار کنیم و هر کس را بخواهیم جریمه کنیم و صورتحساب بدهیم؟ تاکنون در دنیا کدام بیمه گر اتکایی بیمه گر مستقیم را جریمه کرده است؟ اصلا می پذیرد که جریمه شود؟ کدام بیمه گر اتکایی بیمه گر مستقیم را بخاطر اینکه حق بیمه را دیر پرداخت کرده به دیوان محاسبات و بازرسی کل کشور می برد؟ این ها همه تغییر می کند و رابطه بیزینسی می شود؛ آیا این نیروهای ما چنین روحیاتی، چنین دانشی، چنین تبحری در خودشان دارند؟ اگر ندارند باید آموزش ببینند؛ و اگر آموزش پذیر نیستند جایگاهی نخواهند داشت. کارشناس تعیین می کند چقدر بگیرد،‌ کجا باشد؟ در ساختارهای اداری است که این مسائل معنی دارد، در ساختار بیزینسی مبتنی بر کارآیی، افراد توانمند و کارشناسان هستند که جایگاه خودشان را تعیین می کنند و سازمان و ساختار نیست که بگوید چه فردی کجا بنشیند و تعیین کند که چقدر حقوق و مزایا بگیرد؛ باید به آنجا برسیم وآنجا جای سختی است. 

وی در مورد ورود بیمه گران نیز عنوان می کند :برای اینکه 80 سال سابقه بیمه گری واطلاعات بیمه گری در این مملکت هست که این ها نقطه قوت ماست. هر بیمه گر خارجی هم اگر بخواهد وارد بازار بیمه ایران شود، بدون مشارکت بیمه گران ایرانی و دستیابی به اطلاعات بیمه گر ایرانی نمی تواند کار کند. اینطور نیست که هر خارجی به محض اینکه آمد بازار کشور را بگیرد؛ با شناختی که بیمه گران ایرانی از روحیات مردم،‌ اخلاقیات و مسائل اجتماعی سیاسی و فرهنگی دارند؛ اطلاعاتی را که در این 80 سال انباشت کرده اند درست است که این اطلاعات پرورده و پروسس نشده اما وجود دارد؛ به پرونده های شرکت بیمه ایران مراجعه کنید هزاران پرونده وجود دارد که اطلاعات آن را می شود استخراج، طبقه بندی و جمع بندی کرد و تبدیل به آموزش بیمه ای کرد.

از پژوهشکده بیمه خواسته شده این کار را انجام دهد و در حال سازماندهی برای انجام آن است. این اطلاعات آینده صنعت بیمه کشور و آینده بیمه در دنیاست. نقطه اصلی همان افرادی هستند که باید از این خدمات استفاده کنند. این خدمات باید سریع، منصفانه، و محترمانه به آنها ارائه شود؛ اگر توانستیم این سرعت را زیاد کنیم احترام و انصاف بیشتری در کارمان داشته باشیم؛ و روش هایی پیدا کنیم آنموقع این بیزینس رونق پیدا می کند و ما هم از منافع آن بهره مند می شویم. مردم راضی و در پی آن جامعه راضی و مسئولان هم راضی خواهند بود. همچنین صنعت بیمه معتبر، قانونمند و محترم خواهد شد اما الآن بیمه گران را یک عده کلاهبردار و شارلاتان می دانند که وقتی می خواهند بیمه نامه بفروشند؛ خوش اخلاق و خوب هستند و تا اینکه اعلام خسارت می شود کاملا تغییر می کنند! شخصیتی مثل دکتر جکیل و مستر هاید.

این شخصیت در نماینده های بیمه است که زنگ می زند فرد را کلافه می کند تا بیمه نامه را بفروشد اما وقتی فرد دچار حادثه می شود و خسارت می بیند در شرکت بیمه همه اخم هایشان درهم می رود! اگر این روش ها را درست کردیم و مردم و بیمه گذاران احساس کردند عادلانه و منصفانه با آنها برخورد می شود؛ کار ما درست می شود؛ ما همواره باید در کارمان آمار واطلاعات داشته باشیم؛ از 50 سال پیش بیمه مرکزی همیشه در کارِ قبولی از خارج بوده است؛ آمار واطلاعات باید همیشه جلو چشم مان باشد؛ تصمیم گرفتیم به چه کسی دادیم؟ چقدر خسارت گرفتیم؟ کدام شرکت، کدام بروکر و کدام کشور است؟ منش و رفتارش چگونه بوده است؟ همه این ها دائما باید جلو چشمانتان باشد نه اینکه هر بار من گفتم بگوئید داریم روی آن کار می کنیم! این ها باید به عنوان ابزار کار در دسترس باشد.

بازگشت | Web Statistics