امروز: دوشنبه، 3 اردیبهشت 1397
01/19 1397

گروه سایبان - پس از کناره گیری علی اکبر اولیا از سندیکای بیمه گران ایران مباحث بسیاری از سوی دست اندرکاران صنعت بیمه برای انتخاب جایگزینش مطرح شد و افراد مختلفی برای حضور در کرسی دبیرکلی این مجموعه معرفی شدند اما هیچکس فکرد نمی کرد که سید محمد علیپور چراغ این مجموعه را تا این حد کم نور نگه دارد.


وقتی که غلامرضا تاجگردون از دبیرکلی سندیکا کنار رفت و علی اکبر اولیا جایگزین وی شد گمانه زنی بر این بود که به دلیل آگاهی کم و عدم تجربه اولیا از مباحث بیمه ای و صنعت بیمه سندیکای بیمه گران ایران نمی تواند سهم صدای مناسبی در صنعت بیمه داشته باشد، اما روزی که علی اکبر اولیا از این مجموعه خداحافظی می کرد عده ی زیادی از مدیران عامل صنعت بیمه عملکرد او را قابل قبول می دانستند و از جدایی او از سندیکا خرسند نبودند.

پس از این کناره گیری که به دلیل برخی کارشکنی ها و عدم همراهی ها صورت گرفته بود رایزنی برای معرفی فرد مناسب و جایگزین شروع شد. برخی جوان تر ها را گزینه مناسبی برای این مجموعه می دیدند که با نیرو و انرژی و برنامه می توانند چراغ سندیکا را روشن نگاه داشته و رابطه این مجموعه را با سایر سازمان ها و نهاد ها و البته صنعت بیمه تقویت کند و به رفع نقاط ضعف موجود  کمک کند.


برخی هم معتقد بودند که افراد باید برنامه های خود را ارائه دهند و بر اساس این برنامه ها برای انتخاب دبیرکل تصمیم گیری شود.

عده ای هم معتقد بودند که باید از مدیران قدیمی و عناصر با تجربه صنعت بیمه استفاده کرد و از آنجا که این عده دارای شبکه های نامرئی نفوذ کلام در سایرین هستند رایزنی ها آغاز شد.


بر این اساس بود که از میان گزینه های جوان، چهره های سیاسی و چهره های با تجربه و قدیمی و ژن های خوب بالاخره گزینه چهره های قدیمی از صندوق رای گیری بیرون آمد.

با وجود اختلاف نظرها اما گزینه نهایی مایه خرسندی و استقبال صنعت بیمه بود چراکه حضور یکی از چهره هایی که با صنعت بیمه آشناست و در هوای صنعت تنفس کرده است می توانست بنیه سندیکا را تقویت کند و تعاملات را گسترش دهد و مشکلات را برطرف کند.


از آن روزها بیش از یک سال می گذرد اما سوال اصلی اینجاست که سندیکا به چه اهدافی رسیده است ؟ آیا برنامه های ارائه شده از سوی دبیرکل به صنعت بیمه همین برنامه روزمره ای بوده است که شاهد آن هستیم؟ نقش سندیکای بیمه در حل مشکلات این صنعت و گسترش تعاملات با سایر نهادها در این یک سال چه بود؟ آیا دعوت های روتین و جلسات روزمره و همیشگی که برخی از مدیران عامل نیز به همین دلیل در آنها شرکت نمی کنند خواستگاه مدیران از سندیکا نیز هست؟ آیا عنصر سن و نشاط می توانست به تقویت ارتباطات سندیکا کمک کند؟ سندیکا چه عملکردی داشته و چرا گزارشی از فعالیت های خود منتشر نمی کند؟ چشم انداز و برنامه ها چه بود و چقدر از این برنامه ها محقق شده است؟


به هر حال دبیرکل سندیکا برای دو سال انتخاب می شود و هنوز دبیرکل فعلی در میانه راه مدیریتی خود قرار دارد و باید دید که آیا در روزهای آینده سندیکا می تواند منشا اثر بیشتری در صنعت بیمه باشد و یا روزهای آینده نیز با روزمرگی خواهد گذشت؟ 


شاید این انتخاب سبب شود تا در دوره های بعدی مدیران جوان تر شانس بیشتری برای انتخاب داشته باشند چراکه در دوره یک ساله گذشته دستاورد ممتاز و خاصی را از این نهاد شاهد نبوده ایم.

 

 

.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد امنیتی: *
عکس خوانده نمی شود