امروز: سه شنبه، 20 آذر 1397
10/23 1396

گروه بازار پول - احمدرضا ضرابیه مدیرعامل بیمه سامان در گفت و گوی خود با رازپول عنوان می کند که باید پذیرفت که درچند سال گذشته با افزایش تعداد شرکتهای بیمه و شدت گرفتن رقابت بین ایشان، محوریت نگرش شرکتها از مسایل فنی، به فروش و افزایش سهم از بازار سوق یافته که این موضوع بعضاً مشکلاتی را برای بیمه­ گذاران و حتی خود شرکتهای بیمه پدید آورده است.

 بنگاه های بیمه ای در سال های اخیر در داخل خود در سال های اخیر با ریسک های متفاوتی مواجه اند که ریسک مطالبات و ریسک نقدینگی جدی ترین موارد است .در این خصوص چه نظری دارید و چه راهکاری را برای کنترل و مدیریت این ریسک ها پیشنهاد می کنید.

در سالهای اخیر به دلیل شرایط خاص اقتصادی کشور و رکود حاکم بر اکثر صنایع متاسفانه ریسک وصول مطالبات و نقدینگی شرکتهای بیمه نیز افزایش یافته است. لیکن این ریسک بیش از آن که ناشی از فرآیندهای درون سازمانی شرکتهای بیمه باشد ناشی از محیط برون سازمانی است. به نوعی این ریسک را می­توان نوعی ریسک غیر تجاری سیستماتیک دانست به این معنا که اولاً شرکتهای بیمه خود کنترلی بر این نوع ریسک ندارند اما از آن متاثر می­شوند، ثانیاً معلول شرایط افتصادی، محیطی و سیاسی کشور است. البته راهکارهای قانونی و عرفی برای مقابله با این ریسک وجود دارد که از جمله آنها می­توان به تعلیق، فسخ یا ابطال بیمه­ نامه به فراخور میزان وصول حق­ بیمه و حتی پیگیری مطالبات از طریق مراجع قانونی اشاره کرد. 


اما شرکتهای بیمه به منظور حفظ مشتری به ویژه مشتریانی که از سابقه بیشتری در آن شرکت بیمه برخوردارند، در اکثر موارد با مماشات با بدهکاران خود برخورد می­نمایند که البته در مواردی همین مماشات منجر به بروز مشکلات قانونی با بیمه ­گذار و برخورد نهادهای بازرسی و نظارتی و حتی بازرس قانونی خود شرکتهای بیمه با آنها می­شود. 

 اما راهکار مهم و متناسب دیگری  که در شرایط فعلی اقتصادی می­تواند به راهکار­های پیش­ گفته اضافه شود،  تعامل شرکتهای بیمه با یکدیگر در جهت تهیه لیست بیمه­ گذاران بدهکار از طریق سندیکای بیمه ­گران است. چرا که متاسفانه با افزایش تعداد شرکتهای بیمه برخی بیمه ­گذاران با استفاده از محیط رقابتی صنعت بیمه ضمن عدم پرداخت مطالبات بیمه­ گر خود در پایان هر دوره بیمه­ ای اقدام به انعقاد قرارداد با بیمه­ گر جدیدی می­نمایند که با توجه به وجود قریب به 30 شرکت در بازار بیمه کشور می­توانند بدون تسویه بدهی خود با بیمه ­گر قبلی، تا چند سال نیازها و الزامات بیمه­ ای خود را رفع و رجوع نمایند. 


راه دیگر برای کاهش مطالبات معوق صنعت بیمه جلب حمایت نظام قضایی کشور از شرکت­ های بیمه است. به عنوان مثال یکی از راهکارهای شرکتهای بیمه برای مواجهه با بیمه ­گذاران بد حساب استنکاف ایشان از پرداخت خسارتهای واقع شده است. که این امر به لحاظ قانونی و عرفی نیز دارای وجاهت است. چرا که بیمه نوعی عقد است و در صورت عدم ایفای تعهدات یک طرف عقد، طرف  دیگر نیز می­ توان از انجام تعهدات خود سرباز بزند. اما متاسفانه شاید بتوان گفت خیلی به ندرت ممکن است دادگاهی دعوای بیمه ­گذار را به دلیل عدم پرداخت به موقع حق­ بیمه یا عدم تسویه مطالبات بیمه­ گر، رد نماید. لذا به نظر می­رسد که در شرایط کنونی نهادهای ناظر صنعت بیمه و سندیکای بیمه ­گران با تعامل بیشتر با قوه قضاییه ضرورت دارد حمایت این قوه را از بیمه ­گران بیش از پیش جلب نمایند.

 ریسک مطالبات و نقدینگی مسلما متوجه سرمایه گذاریهای شرکت ها نیز خواهد بود و در نهایت از پرتفوی شرکت ها چیزی باقی نمی گذارد و شناسایی سودهای موهوم صنعت بیمه را تهدید می کند. در این زمینه چه نظری دارید.

اگر چه ریسک عدم وصول مطالبات در شرکتهای بیمه مهم و جدی است لیکن بنظر می رسد در اینجا مجموعه ای از عوامل اثرگذار بر صنعت بیمه می بایست بررسی شوند و به ساز و کارهای کارآمد نظارتی موجود بیشتر اعتماد شود. به هر حال شرکتهای بیمه نیز هیات مدیره، بازرس قانونی و حسابرس مستقل  دارند که به عنوان امین سهامداران حساسیت لازم در خصوص بالا رفتن حجم مطالبات معوق نسبت به پرتفوی سالیانه شرکت را در نظر می گیرند. از سوی دیگر در بسیاری از شرکتهای بیمه بخش زیادی از مطالبات معوق مربوط به شرکتها و سازمان های بزرگی است که با صنعت بیمه سابقه فعالیت خوبی داشته اند ونسبت به پرداخت حق بیمه اقدام کرده اند لیکن در شرایط کنونی اقتصاد کشور فعالیت ایشان با مشکلاتی همراه شده است که می بایست در نحوه تعامل با ایشان مؤلفه های اقتصاد کلان کشور مد نظر قرار گیرد. ضمن این که منظور از سود موهوم نیز باید روشن باشد.

شرکتهای بیمه خصوصی در صورت انعکاس سود در صورتهای مالی خود یا مکلف به تقسیم آن بین سهامداران هستند یا از این طریق اقدام به افزایش سرمایه می­نمایند. علاوه بر این در چند سال گذشته با توسعه و شدت گرفتن نظارت مالی بیمه مرکزی، حضور اکثر شرکتهای بیمه در بورس یا فرابورس و لازم الاجرا شدن مقررات مربوط به افشای اطلاعات شرکتهای بیمه امکان چنین کاری خیلی بعید است.

 

 ریسک تیم مدیریتی حاکم بر شرکت های بیمه در سال های اخیر افزایش یافته است . تیم های مدیریتی با نگاه های کوتاه انگارانه برای شرکت ها تصمیم گیری می کنند که پیامدهای آن کلیه ذی نفعان شرکت ها را با چالش مواجه می کند . به نظر جناب عالی چگونه باید این ریسک در شرکت های بیمه کنترل شود و نهاد ناظر چقدر می تواند در کنترل این ریسک نقش بازی کند.

به نظر می رسد در وضعیت کنونی اقتصاد کشور نیاز باشد ارکان مختلف صنایع مالی از جمله اصحاب رسانه به ایجاد حس اعتماد متقابل بین مردم و شرکتهای بیمه یاری دهند و با نگاهی مثبت محیطی جهت همکاری و هماهنگی و هم افزایی هر چه بیشتر ایجاد کنند. البته من نمی­خواهم بگویم که در عملکرد شرکتهای بیمه هیچ مشکل و خللی وجود ندارد. قطعاً در صنعت بیمه نیز مانند سایر بخش­های اقتصادی نقاط قوت و البته نقاط ضعفی نیز وجود دارد. بخشی از این نقاط ضعف به شرایط کلی اقتصادی کشور باز می­گردد و بخشی دیگر نیز مربوط به مدیریت هر یک از شرکتهای بیمه است. منکر مشکلاتی که در چند سال گذشته برای تعداد محدودی از شرکتهای بیمه پدید آمد و منجر به عدم امکان ایفا تعهدات آنها نسبت به ذینفعان بیمه ­نامه ­ها شد، نمی ­شوم. اما باید توجه داشت که صنعت بیمه کشورمان سالهای متمادی در بستری محدود و کاملاً دولتی فعالیت نموده است.

 طبیعتاً موسسه ­ای که از حمایت دولت بهره مند است هیچگاه نگران ورشکستگی نیست و دغدغه اصلی­ اش سود­آوری نیست. تجربه فعالیت بخش خصوص در صنعت بیمه کشور ما هنوز به 15 سال نرسیده است.

خیلی روشن است در جریان کسب تجارب جدید با مشکلاتی هم مواجه شود. قطعاً هیچ صاحب سرمایه ­ای با قصد و نیت زیان دهی و ورشکستگی وارد هیچ حوزه اقتصادی نمی­شود. اما درهمه جای دنیا ورشکستگی و زیان­دهی بخشی از فعالیت بخش خصوصی و به ویژه بخشهای خصوصی نوپا است. مگر در جریان بحران مالی سال 2008 در آمریکای شمالی و اروپا تعداد بسیار زیادی از بانکها و شرکتهای بیمه ورشکست نشدند؟ حتی بزرگ­ترین شرکت بیمه آمریکا در معرض ورشکستگی قرار گرفت و اگر کمک و یاری دولت این کشور نبود از بازار خارج می­شد. باید بدانیم که مدیریت در صنعت بیمه اصلاً کار ساده و آسانی نیست. بلکه این صنعت حتی در کشورهای توسعه یافته نیز صنعت بسیار پیچیده و پر فراز و نشیبی است. کالای شما در صنعت بیمه چیزی نیست جز اعتماد.

 به عبارتی مشتری چیزی را می­خرد که هنگام خرید نه آن را می­بییند و نه برایش ملموس است. مبلغی پرداخت می شود به این امید که اگر روزی حادثه ­ای اتفاق افتاد حمایت و پشتیبانی را پشت سر خود داشته باشد. آیا ارائه چنین خدمتی و حتی فروش آن به نظر شما کار آسانی است؟ در 14 سال گذشته بیش از 25 شرکت بیمه وارد این صنعت شده ­اند. طی این 14 سال یک شرکت بیمه با بحران جدی مواجه شده و چند شرکت نیز در آستانه بحران قرار گرفته­ اند که با پیگیری بیمه مرکزی به عنوان نهاد ناظر، سهامداران این شرکتها با تزریق سرمایه و اقدامات اصلاحی در روند مدیریت شرکت اقدام به مهار بحران نموده­ اند. تنها یک شرکت به واقع از ایفای تعهدات خود نسبت به مشتریان خود بازمانده­ است که مشکل آن شرکت هم به مدد بیمه مرکزی و شرکت بیمه ایران به عنوان تنها شرکت دولتی در صنعت بیمه و نماینده دولت در این صنعت درحال برطرف شدن است. این مشکل می بایست مقایسه شود با بحران اخیر موسسات مالی فاقد مجوز و نحوه مدیریت این چالش. با انجام مقایسه به راحتی می توان ارزیابی کرد که نگاه تیم­ های مدیریتی در صنعت بیمه در مقایسه با سایر صنایع اصلاً کوتاه­ نگرانه نیست.

البته باید پذیرفت که درچند سال گذشته با افزایش تعداد شرکتهای بیمه و شدت گرفتن رقابت بین ایشان، محوریت نگرش شرکتها از مسایل فنی، به فروش و افزایش سهم از بازار سوق یافته که این موضوع بعضاً مشکلاتی را برای بیمه ­گذاران و حتی خود شرکتهای بیمه پدید آورده است. اما وقوع این امر را باید حاصل دو پدیده بیرونی دانست یکی عدم تجربه کافی شرکتهای بیمه برای فعالیت در یک بازار رقابتی و دیگر محدودیت دسترسی شرکتهای بیمه به تجارب و دانش فنی بازارهای بین المللی بیمه. به هر حال انتظار می­رود به مرور زمان و با کسب تجربه بیشتر بخش خصوصی در صنعت بیمه، این مشکلات نیز تعدیل شود. البته ممکن است هزینه کسب چنین تجربه­ ای، ورشکستگی چند شرکت بیمه باشد. با توجه به حساسیت ویژه بیمه مرکزی و تجربه­ ای که از بحران چند سال گذشته بدست آمده است، پیش بینی می شود نهاد ناظر با واکنش­های به موقع خود بتواند پیش از رسیدن بحران به نقطه انفجار، از وقوع آن جلوگریی نماید.

ریسک صنعت بیمه به دلیل شرایط بسیار تاثیر گذار بیرونی همواره افزایش می یابد . تغییر نرخ سود بانکی برای شرکت بیمه سامان که بخش قابل توجهی از پرتفویش در بخش عمر خلاصه می شود عاملی بسیار مهم است . آیا برای پیشگیری از آثار این پیامد در بیمه سامان و یا با سایر شرکت های بیمه ای توافقاتی صورت داده اید.

البته ریسک صنعت بیمه همواره افزایش نمی­یابد گاهی هم کاهش می­یابد و مانند هر صنعت دیگری متغیر است. اما قطعاً نرخ سود بانکی بر روی مطلوبیت بیمه های زندگی و بیمه های اندوخته ساز تاثیرگذار است. اما مهم­تر از نرخ سود اسمی، نرخ سود یا بازده واقعی است. نرخ سود واقعی مابه ­التفاوت نرخ سود یا نرخ بازدهی یک صنعت نسبت به نرخ تورم است. به عنوان مثال در شرایطی که نرخ تورم 35 تا 40 درصد بود و نرخ سود بانکی 23 درصد درواقع سپرده ­گذار 12 تا 17 درصد قدرت خرید خود را از دست می­داد. بنابراین در شرایط فعلی که نرخ تورم کمتر از 10 درصد است سود بانکی 15 درصدی به معنای یک سود واقعی 5 درصدی است. در مورد بیمه های زندگی هم البته مشکل این است که اگر برخی از شرکتهای بیمه نرخ سود فنی علی الحساب را برای دو سال حداقل در سطح 18 درصد تضمین می کنند آیا می توانند بازدهی سرمایه گذاری از محل بیمه های زندگی به میزان حداقل 18 درصد داشته باشند و آیا منابع حاصل از بیمه های زندگی صرفاً جهت تأمین هزینه های همین رشته مصرف و سرمایه گذاری می شود.


 در شرکت بیمه سامان در سالهای گذشته نرخ سود علی الحساب برحسب صندوق های سرمایه­ گزاری منتخب بیمه گذار،  بین 10 تا 15 درصد بوده است و این شرکت همواره توانسته است علاوه بر تأمین سود علی الحساب، بیمه گذاران بیمه عمر و تشکیل سرمایه خود را در درآمدهای مازاد حاصل از سرمایه گذاری، که همواره بالاتر از سود سپرده های بانکی بوده است، سهیم نماید. 


بنابراین تا زمانی که سرمایه­ گزاری های شرکت بیمه بصورت متنوع و در بخش­هایی از اقتصاد کشور صورت گیرد که بازدهی آنها بیشتر از نرخ سود بانکی باشد به نظر نمی­رسد فروش بیمه های زندگی با مشکل خاصی مواجه شود. ما در شرکت بیمه سامان معتقدیم بیمه های عمر و تشکیل سرمایه هم از طریق ایجاد پس انداز برای مردم کشورمان تأمین آینده می کند و هم با ارائه پوشش های بیمه ای، مانند پوشش از کارافتادگی، بیماری های خاص، فوت و غیره باعث جلوگیری از ایجاد بحران مالی برای خانواده های ایرانی پس از وقوع بیماری و حوادث می شود. به همین علت برای حفظ منافع بیمه گذاران و ایجاد امکان جهت ارائه بیمه های عمر با سرمایه فوت بالاتر از 400 میلیون تومان، با توجه به شرایط مناسبی که پس از برجام پدید آمده است اقدام به عقد قرارداد بیمه اتکایی در رشته بیمه­ های زندگی با شرکت مونیخ­ری آلمان نموده ­ایم که معتبرترین و بزرگ­ترین شرکت بیمه اتکایی جهان است. که از این جهت فکر می­کنم توانسته باشیم اطمینان و آرامش کافی را برای بیمه­گذارانمان فراهم نموده باشیم و به رسالت خود که تأمین اطمینان و آرامش برای خانواده های ایرانی است عمل کرده باشیم.

ریسک نرخ های غیرفنی از جمله دیگر گرفتاری های صنعت بیمه است خصوصا در بخش های درمان و مسئولیت رقابت های ناسالم شرکت ها به مرز هشدار رسیده است .کنترل این ریسک ها باید از سوی چه نهادی آغاز شود شرکت ها یا بیمه مرکزی به واسطه ابزار اتکایی اجباری چه راهکاری در این زمینه دارید.

 همانگونه که قبلاً هم اشاره کردم اگر در برخی از رشته های بیمه مشاهده می شود که ضریب خسارت بالاست و رقابت شدید است، علت آن مجموعه ای از عوامل در صنعت بیمه است. بنظر من در سالهای اخیر در شورای عالی بیمه مقررات خوبی برای تنظیم بازار مصوب شده است که بیمه مرکزی هم به خوبی در حال اجرا این مقررات است. باید کمی صبر داشته باشیم و اجازه بدهیم نتیجه اعمال این مقررات در صنعت بیمه خود را نشان دهد که این امر قطعاً احتیاج به دو تا سه سال زمان دارد تا وقت آن برسد که اثربخشی این مقررات را در شاخصهای مالی شرکتهای بیمه مشاهده کنیم. صنعت بیمه صنعت بسیار حساسی است و بنظر من به این حساسیت در نهادهای ناظر توجه کافی شده و بخصوص در سالهای اخیر شاهد این هستیم که اصلاحات و تغییرات به درستی بصورت تدریجی صورت می گیرد و از اتخاذ تصمیمات بصورت شتابزده پرهیز می شود.

جداسازی سرمایه گذاری منابع حاصل از بیمه های عمر یکی از مباحث حائذ اهمیت در شرکت های بیمه است در این خصوص چه اقداماتی صورت دادید.
جدا سازی منابع قابل سرمایه ­گزاری حاصل از بیمه­ های عمر از سایر منابع مالی شرکت یکی از اقدامات مهمی است که مورد تاکید بیمه ­مرکزی نیز می­باشد و ما هم در بیمه سامان در حال برنامه ریزی برای تفکیک این منابع از سایر منابع هستیم که امیدوارم به زودی بتوانیم آن را به صورت کامل به اجرا درآوریم. هدف ما این است که بتوانیم در حوزه سرمایه گذاری به قدری شفافیت برای بیمه گذارانمان ایجاد کنیم که بیمه گذاران بیمه های عمر و تشکیل سرمایه سامان بتوانند در هر لحظه که نیاز داشته باشند بدانند منابع بیمه نامه های ایشان در چه ابزارهای سرمایه گذاری و مالی و هر کدام به چه میزان سرمایه گذاری شد ه اند.

ما در بیمه سامان اعتقاد داریم هر چه بیشتر عملکرد ما برای بیمه گذارانمان شفاف باشد این باعث اعتماد بیشتر ایشان به شرکتمان خواهد شد. در بیمه سامان ما به گونه ای رفتار می کنیم که بتوانیم در هر لحظه پاسخگوی تعهدات شرکت باشیم. متوسط زمان قراردادهای بیمه عمر و تشکیل سرمایه سامان 20 سال است. این به این معنی است که ما به گونه ای باید برنامه ریزی و فعالیت کنیم که در دوره زمانی 20 ساله و بعد از آن بتوانیم با سربلندی و افتخار منافع بیمه نامه هایمان را که تعهد کرده ایم به بیمه گذارانمان پرداخت کنیم. همانطور که مطرح شد صنعت بیمه صنعتی است بسیار حساس. در این صنعت می بایست با دوراندیشی و آینده نگری زیاد تصمیم گیری و اقدام کرد. از طرف دیگر فعالان در صنعت بیمه کشور این فرصت را در اختیار دارند که با کمک به رشد و توسعه این صنعت نقش اساسی در پیشرفت و توسعه کشور داشته و در تأمین آسایش و امنیت خانواده ها، صنایع و کسب و کارهای مختلف کشورمان سهیم باشند.

 

.

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد امنیتی: *
عکس خوانده نمی شود